
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
داستان فیلم
آنری شاریر با نام مستعار پاپیون (استیو مک کوئین) فردی است که به اتهام قتل در دادگاهی در فرانسه محاکمه شده و برای گذراندن دوران محکومیت باید به گویان فرانسه برود ولی خود او منکر هرگونه دخالت در قتل است و مدعی است که برای او پاپوش درست کردهاند. در طول مسیر وی با لوئیس دگا (داستین هافمن) آشنا میشود. دگا به دلیل جعل کردن اوراق قرضه ملی فرانسه برای دوران محکومیت راهی گویان است. دگا به طریقی مقدار زیادی پول را با خود حمل میکند و اکثر زندانیان همراه آنان این موضوع را میدانند. دگا ناچار میشود پیشنهاد پاپیون مبنی بر مراقبت از وی را بپذیرد و در مقابل هزینه فرار او را متقبل شود. این، سرآغاز آشنایی این دو است. در نهایت پس از سالها تلاش و سه بار فرار نافرجام پاپیون موفق به فرار میشود ولی دگا با او نمیرود.



من هنوز زندهام.....شاید شاهکار ترین دیالوگ فیلم همین باشد. آزادی وارزش آزادی در رفتار پاپیون به زیبایی به تصویر کشیده شده است پاپیون روی بدن خود یک پروانه را خالکوبی کرده است که حس آزدی خواهی او نشان می دهد و در بیشتر صحنه ها تو این پروانه را میبینی....تنها چیزی که پاپیون را زنده نگه می دارد امید است.
بازی بی نظیر مک کوئین و داستین هافمن شما را به تحسین بر می انگیزد... شخصیت پاپیون و دگا هردو برای تو قابل درک است..پاپیون برای ازادی می جنگد و دگا در برابر این شرایط به دنبال راه می گردد ولی در صحنه اخر تو تفاوت این دو را به وضوح می بینی...
پاپیون شخصیتی است که هیچ چیز نمی تواند عشق او به آزادی را از بین ببرد.
من که خودم خیلی دوست داشتم
برچسب:
نویسنده: ایمان اصلاحی